تبليغاتX
ُSilent farah

ُSilent farah

Silent farah

نام : فرناز
 نام هنری:Silent farah
محل تولد : کرج
 شروع کار هنری : 2008
 اولین کار رکورد اهنگ : سال 2008 به نامThe last time
فرناز که از کودکی علاقه به خواننده شدن داشت از همان دوران کودکی شروع به کار با پیانو کرد. پدرش هم برای هدیه 12 سالگی او یک گیتار کلاسیک (اکوستیک)خرید.
 پس از رفتن به کلاس های موسیقی او همیشه هنگام نواختن گیتار یا پیانو همراه ملودی شعر می گفت.به همین دلیل از او برای مراسم های مدارس دعوت کرده می شد.
درباره ی اهنگ The last time : اهنگ از یک گروه راک روس به نام ساشا گروپ و شعر از شاعر معروف امریکای به نام روبرت و تنظیم از ستیو است.
اخرین کار Silent farah که به همراهی بردارش (F2)خونده که یک کار راک و رپ است.شعر این اهنگ از (F2) و Silent farah میباشد.
به زودی کار جدیدش را به دنیای موسیقی عرضه می کند .منتظر اهنگ جدید و متفاوت Silent farah باشید. با تشکر از حمایت خوب شما.

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 13:29  توسط فرناز  | 

جایی که به آن تعلق دارم/لینکین پارک

Song: Somewhere I belong 
Artist: Linkin Park 
Album: Hybrid Theory

When this began 
I had nothing to say 
And I get lost in the nothingness inside of me 
I was confused 
And I let it all out to find 
That I’m not the only person with these things in mind 
Inside of me 
But all that they can see the words revealed 
Is the only real thing that I’ve got left to feel 
Nothing to lose 
Just stuck, hollow and alone 
And the fault is my own, and the fault is my own 

[Chorus] 
I wanna heal, I wanna feel what I thought was never real 
I wanna let go of the pain I’ve felt so long 
I wanna heal, I wanna feel like I’m close to something real 
I wanna find something I’ve wanted all along 
Somewhere I belong 

And I’ve got nothing to say 
I can’t believe I didn’t fall right down on my face 
I was confused 
Looking everywhere only to find 
That it’s not the way I had imagined it all in my mind 
So what am I? 
What do I have but negativity? 
’Cause I can’t justify the way, everyone is looking at me 
Nothing to lose 
Nothing to gain, hollow and alone 
And the fault is my own, and the fault is my own 

[Repeat Chorus] 

I will never know myself until I do this on my own 
I will never feel anything else until my wounds are healed 
I will never be anything till I break away from me 
I will break away, I'll find myself today




زمانی که این امر آغاز شد 
من چیزی برای گفتن نداشتم 
و در پوچی درون خود گم شدم 
سراسیمه بودم 
و این حس را از خود خارج ساختم تا دریابم که 
من تنها کسی نیستم که این افکار را در سر دارد 
در درونم 
اما تمام آن چیزی که حرفها برای آنها فاش کرد 
تنها چیز واقعی است که می توانم حس کنم 
چیزی برای از دست دادن ندارم 
منزوی،پوچ و تنها هستم 
و تقصیر از خودم است،و تقصیر از خودم است 


می خواهم درمان شوم،می خواهم احساس کنم آنچه که فکر می کردم هرگز حقیقت نداشته است 
می خواهم رنجی را که برای مدت طولانی احساس کرده ام از بین ببرم 
می خواهم درمان شوم،می خواهم احساس کنم که به یک واقعیت نزدیک شده ام 
می خواهم آنچه که همیشه آرزویش را داشتم پیدا کنم 
جایی که به آن تعلق دارم 


و چیزی برای گفتن ندارم 
باورم نمی شود که با صورت به زمین نخوردم 
سراسیمه بودم 
همه جا را گشتم تا دریابم که 
این چیزی نیست که من در ذهنم تصور می کردم 
پس من چه هستم؟ 
جز منفی گرایی چه چیزی دارم؟ 
زیرا نوع نگاه کردن دیگران به خودم را نمی توانم توجیح کنم 
چیزی برای از دست دادن ندارم 
چیزی برای بدست آوردن ندارم ،پوچ و تنها هستم 
و تقصیر از خودم است،و تقصیر از خودم است 


من خودم را نخواهم شناخت ،تا زمانی که این کار را خودم انجام دهم 
چیز دیگری احساس نخواهم کرد ،تا زمانی که زخمهایم درمان شوند 
هیچ چیز نخواهم بود تا زمانی که از خودم فرار میکنم 
فرار خواهم کرد،من خودم را امروز پیدا می کنم


+ نوشته شده در  شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 11:1  توسط فرناز  | 

مقدمه ای بر موسیقی و جایگاه آن در ایران

با سلام خدمت خوانندگان گرامي. به دنياي موزيک خوش آمديد. محتواي اين سايت همانطور که از عنوانش مشخصه درباره موسيقي هستش البته نه موسيقي که اکثر مردم گوش ميدن بلکه موسيقي که در ايران کمتر به اون پرداخته شده..
متاسفانه در ايران بيشترين موزيکي که طرفدار داره همون خواننده هاي ايراني هستند که در لوس آنجلس فعاليت مي کنند که به جرات ميتوان گفت بيش از 90% آن پوچ و بي ارزش است. بعضي ها هم گرايش به موسيقي سنتي ايران آوردن که اونهم به دلايل زياد فراگير نشده و مقصر اصلي به نظر من راديو تلوزيون هستش که نه تنها هيچ قدمي در راه فراگير شدن آن نکرده بلکه برعکس سعي در خراب کردنش هم داشته و به اصطلاح موسيقي پاپ هر چيزي مي خواستن به خورد ملت دادن وجلو گسترش موسيقي سنتي ايران رو هم گرفتن. در اين ميان هيچ شانسي هم به گروههاي ايراني سبک راک ندادن تا خودشونو نشون بدن. هنوز وزارت ارشاد يک مجوز براي اين گروهها صادر نکرده و اين گروهها مجبور به اجراهاي به اصطلاح زير زميني شدن.

در این چند سال اخیر جوانان ما به موسيقی غربی روی آوردن که اونهم متاسفانه ناخواسته اسیر موسيقی تجاری پاپ و یکی دو جین خواننده که بیشتر بیلبورد تبلیغاتی میشه گفت بهشون تا خواننده شدن. البته هدف من خراب کردن موسیقی پاپ نیست ولی یه جوان ایرانی برای شنیدن و یا تهیه سی دی فقط یه چیز پیش رو داره موسیقی پاپ!

اکثر جوانان ما درک کمی از موسیقی دارن حتی سبکهای موسيقی رو نمیشناسند وفقط موزیک رو تو همین خواننده هایی می بینن که همه جا به وفور پیدا میشه و حق انتخاب ازشون گرفته شده. خوشبختانه با گسترش روز افزون اینترنت دسترسی مردم به منابع اطلاعاتی زیاد شده و من هم سعی دارم قدمی هر چند کوچک در این راه بردارم و به معرفی موسيقی سبک راک و زیر مجموعه هاش و همینطور بیوگرافی گروههای مختلف که در این سبک ها کار می کنن بپردازم تا مردم بیشتر آشنا بشن و برای گوش دادن به موسیقی دلخواهشون انتخاب بیشتری داشته باشن و از سبک راک که به نظر من هنر موسیقی در این سبک شکوفا شد بیشتر بدونن. سبکی که در سراسر دنیا مردم توجه خاصی به اون دارن ولی متاسفانه در ایران غافل از اون بودن.

البته اینو هم بگم در همین چند سال اخیرمتاسفانه موسیقی راک بخصوص سبکهای متال مثل ویروس تو جامعه ما بخصوص در شهرهای بزرگ افتاده است که اکثر مردم بدون کوچکترین شناختی بصورت تقلید کورکورانه به این آهنگها گوش میدن بدون اینکه از رسالت گروه چیزی بدونن حتی زحمت ترجمه اشعار رو هم بخودشون نمیدن و نمی دونن هدف از این آهنگها چیه... اینجا دیگه موسیقی پاپ نیست که یه مدت تو لیست پرفروش ها بره و بعدش فراموش بشه.. اینجا موسیقی هست که بعد از ده ها سال هنوز هم سر زبانهاست هنوز راجبش بحث میشه هنوز هم تو لیست پرفروش هاست. این گروهها همینطور بی هدف نیومدن هر کدومشون پیامی دارن پانک ها چی میگن؟ دث متال چه جوری بوجود اومد و پیامش چیه؟ بیتل ها برای چی اومدن؟ بحث سر اینها خیلی مفصل و از حوصله این مقوله خارج...








+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:30  توسط فرناز  | 

معرفی موسیقی راک

اصولا راک زماني شروع به شکل گيري کرد که جنگ جهاني دوم تمام شده بود. يعني پس از يک مدت زمان نسبتا طولاني که چيزي جز بدبختي ، آوارگي ، درماندگي و فقر در پي نداشت. زماني که انسانها بيش از هر وقت محتاج کمک بودند. کمک رواني ، کمک عاطفي و کمک روحي. در اين گير و دار موسيقي راک ظهور کرد که متفاوت از بقيه بود. نگاهي نو به قضايا داشت. حرف جديدي براي گفتن داشت. مبدا راک نيز در اروپا بود که بيشترين ضربه را از دو جنگ خورده بود ( البته وضعيت راک در آمريکا هنوز به اين شکل نبود ). پايه گذاران راک هم از بين مردم بودند. مردمي که روزگار ، چهره سياه خود را به آنان نشان داده بود. اين افراد که از دل اجتماع ستمديده بيرون آمده بودند جواناني بودند تشنه حقيقت. جواناني در جستجوي علت. جواناني در تلاش براي درک زندگي. و اين جوانان بهترين روش براي رسيدن به هدف را در استفاده از هنر يافتند. موسيقي نيز از چشم اين گروه دور نماند. اما چون اين جوانان در پي يافتن علت بودند نتوانستند با سبک قديمي همراه شوند. در نتيجه سبک جديد طرح ريزي کردند و در نتيجه تلاشهاي آنان بود که راک متولد شد. پايه گذاران راک آنرا موسيقي متفاوت مي دانستند با سازهاي متفاوت و با کلماتي متفاوت. اشعاري که در راک بکار برده ميشد کاملا جديد بود. اشعاري بسيار زيبا و خيلي هم عجيب. زيرا که بر خلاف سبکهاي ديگر موسيقي اشعار در اينجا بر يک مضمون عشق يا زيبايي و اينچنين نمي گذشت. بلکه در اينجا اجتماع بود که درباره اش گفته ميشد. فرهنگ بود که به چالش کشيده ميشد. درباره جوان و مشکلاتش صحبت بود. چيزي بود بر خلاف حرفهاي هميشگي و تکراري. و در نتيجه مردم مخصوصا جوانان به سمت موسيقي راک کشيده شدند. چونکه شور و نشاطی در آن يافته بودند که در موسيقی ديگری يافت نمی شد. چونکه در آن نگاهی نو يافتند. چونکه اصول و قواعد را زير پا گذاشت و ديدگاه نوينی ارائه کرد. چونکه متفاوت بود.دست اندرکاران و دوستداران راک خود را از سنتها و آداب تکراری و خسته کننده رهايي بخشيدند و دوره ای جديد از تاريخ بشريت را نويد دادند که در آن موسيقی بر خلاف گذشته فقط برای بيان مسائلی نظير عشق به کار نمی رفت. بلکه موسيقی خود بدل به يک حرکت و جنبش شده بود. يک جهش ؛ از ظواهر به واقعيات و از شنيده ها به ناشنيده ها. با شروع اين جنبش بود که ديگران نيز شروع به حرکت کردند. نگاه متفاوت در همه جا و بر همه کس اثر نمود و نگرش جديد را در همه ايجاد کرد. ديگر همه مسائل به نقد گرفته می شد. از خانواده و اجتماع گرفته تا اقتصاد و سياست. از جنگ و صلح گرفته تا راست و دروغ. اين نگاه منتقدانه راک بيشترين تاثير را بر جوامع ضربه خورده از جنگ گذاشت و جايگاه راک را به عنوان يک جنبش و نه يک سبک موسيقی بيش از بيش تثبيت کرد.
اما همانطور که ذکر شد، کسانی که نسبت به ديگران علاقه بيشتری به راک پيدا کردند جوانان بودند. اين جوانان همان کودکان زمان جنگ جهانی دوم بودند. همان کودکانی که مزه بدبختی و سرگشتگی را چشيده بودند. همانهايي که از فقر و بدبختی ضربه خورده بودند. و از دولتها و حکومتها هم ناراضی بودند که چاره ای به حال آنان نمی انديشيدند. در نتيجه اولين کسانی که مجذوب راک شدند همين جوانان بودند. کما اينکه همين جوانان ، خود پايه گذاران راک بودند. شور جوانی و تلاش برای ابداع و عرضه موسيقی جديد و متفاوت نقطه عطفی را در تاريخ رقم زد. اينها همه و همه باعث شد اين دوره از تاريخ به عنوان يکی از پرباترين و پر تحرک ترين دوره ها شناخته شود.

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:29  توسط فرناز  | 

نگاهی به موسیقی زیرزمینی

کسانی که اهل موسیقی هستند می دانند اسمی که این روزها بیشتر از همه به گوشمان می خورد موسیقی زیرزمینی یا under ground است. برای درک این پدیده باید ابتدا تعریفی از این موسیقی داشته باشیم. در بعد جهانی، موسیقی زیرزمینی به موسیقی اطلاق می شود که برخلاف جریان تجاری رایج در صنعت موسیقی حرکت کند. این به این معنا است که گروه هایی که در این زمینه فعالیت می کنند ترجیح می دهند استقلال هنری خویش را حفظ کرده و بنده و برده شرکت های کلان موسیقی که در غرب به آن major companies می گویند، نباشند. چرا که در صنعت موسیقی روز، شرکت ها و شبکه های تجاری موسیقی مانند MTV هستند که نوعی سلیقه را به عوام دیکته می کنند که الزاماً این نوع موسیقی از نوع پرمحتوا نیست؛ صرفاً بسیار پرزرق و برق و عامه پسند است.اگر بخواهیم مقایسه درستی داشته باشیم می توانیم موسیقی عامه پسند امروز را با پدیده فست فود مقایسه کنیم. لازم به ذکر است که موسیقی آندرگراند محدود به سبک خاصی نمی شود یعنی هر موسیقی که به طور مستقل و بدون تاثیر بازار تولید شود می تواند آندرگراند نامیده شود. البته واضح است که این گروه ها خود به مرور زمان می توانند به نیروی محرک صنعت موسیقی تبدیل شوند؛ همچون پینک فلوید، نیروانا، تول و بسیاری از گروه های معروف دیگر که از دل همین موسیقی زیرزمینی بیرون آمده اند و در طول کار خویش استقلال هنری خود را نیز حفظ کرده اند. هستند گروه هایی که ابتدا به صورت زیرزمینی کار خود را شروع کرده اند و بعد در منجلاب موسیقی تجاری گم شده اند؛ برخی مشهور و برخی گمنام، اما در ایران موسیقی زیرزمینی تعریف دیگری دارد؛ تعریفی بسیار ساده. هر گروهی که مجوز نگیرد زیرزمینی شناخته می شود. جالب است که در این میان بحث کیفیت گاه به طور کلی از بین می رود و جای خود را به شکوه ها و ناله های «به ما مجوز نمی دهند» می بخشد. البته قضیه ندادن مجوز گاه پیام های مضحکی دربر دارد. مثلاً امکان دارد یک نوازنده یا خوانند سرشناس یک یاد و آلبوم تولید کنند و بعد مجوز نگیرد. آنگاه او هم زیرزمینی می شود. ما باید توجه داشته باشیم که موسیقی زیرزمینی صرفاً به دلیل اینکه مجوز نمی گیرد، نمی تواند موسیقی خوبی باشد. بسیاری از گروه ها و افراد به جای اینکه انرژی خویش را صرف ارتقای کیفیت موسیقی کنند یک برچسب زیرزمینی به کارشان می زنند و بعد نگران هیچ چیز نیستند. در حقیقت این افراد در زیرزمین خود یک امپراتوری برای موسیقی خود بنا می کنند که در آن هیچ انتقادی جایز نیست.
به عقیده من ما چه بخواهیم تجاری کار کنیم چه زیرزمینی ابتدا باید به این فکر باشیم که کار پرمحتوا و باکیفیتی در ارتباط با سبک دلخواه خویش ارائه دهیم چه پاپ ایرانی چه هوی متال. 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:25  توسط فرناز  | 

سبک شناسی موسیقی راک

موسيقی راک، موسيقی ای علمی است که در بعضی سبکها پشتوانه غنی فلسفی دارد.

rock &roll :
راک اند رول که يکی از سبکهای تاثير گذار و متداول در موسيقی راک است، روندی غير قابل پيش بينی را طی کرده است. در ابتدا زمانی که راک باز ها موسيقی "کانتری" و "بلوز" را با هم تلفيق کردند، راک دارای مشخصه های بارزی مثل آنارشيسم بود ولی بعدها با گذشت زمان، اين مشخصه ناديده گرفته شد و اين نوع موسيقی به سمت کسب مهارت و ايجاد تحول رفت. از موسيقی پر انرژی Chuck Berry گرفته تا هارمونيهای زيبای بيتل ها و موسيقی روح نواز Otis Redding همه و همه در گروه راک اند رول قرار گرفت. اما rock &roll جذابيت موسيقيايی خود را فقط برای چند سال حفظ کرد. گوناگونی بسياری که در سبکهای مختلف راک پديد آمد، به قول بعضی از متخصصين هسته اصلی راک از هم پاشيد.

Pop rock :
پاپ-راک يکی از عمده ترين شاخه های موسيقی محسوب می شود که به طور کلی به هر نوع موسيقی پاپ ساخته شده پس از دوران جذب راک اند رول به پاپ، Pop rock می گويند. از ويژگيهای اين سبک ملوديک و گيرا بودن موسيقی آن است و تکيه آن بر موسيقی لاينقطاع است که با چيره دستی نواخته می شود. از گروههای مشهور فعال در اين سبک که تعداد آنها کم هم نيست می توان به Everly Brothers، Madonna و Rowded House اشاره کرد.

Soft Rock :
اگرچه سبک سافت راک در اوائل دهه هفتاد پايه گذاری شد اما زمزمه های آن از اواخر دههء شصت آغاز شده بود. Soft Rock موسيقی ملايمی است که بيشتر تکيه بر خواننده و ترانه سرا دارد تا نوازنده؛ تجاری نگاه کردن به موسيقی يکی از ويژگيهای اين سبک است. Soft Rock تا حدی متمايل به پاپ-راک است اما با فضايی ملايمتر و نرمتر. گروههايی مثل "کارپنترز" و "شيکاگو" تکيه بر موسيقی ساده و ملوديک داشتند و در طول حيات خود با تهيه کنندگان مختلفی کار کردند. در طول دههء هفتاد، Soft Rock بازار موسيقی را تحت تاثير خود قرار داد و به طور جدی موسيقی تلفيقی هم اثر خود را دچار دگرگونی کرد.

Grunge :
سبکی که اوج درخشش آن در دهه ۹۰ اتفاق افتاد و تبديل به محبوب ترين سبك هارد راك اين دهه شد و اين درخشش نتيجه خلاقيت kurt cobain و بقيه اعضاي Nirvana بود. سبكي كه از دل the Stooges و Black Sabbath برخاست و حاصل تركيب موسيقي punk و heavy metal بود و البته گرايشش بيشتر به سمت پانك بود تا Heavy metal؛ بخصوص در انتخاب اشعار و نوع اعتراض موسيقيايي آن. اما در نحوه نواختن ريف ها به heavy metal شباهت بيشتري داشت. اين سبك داراي دو نسل و دوره ي مشخص است: نسل اول شامل گروه هاي Green River، Mudhoney وSoundgarden مي شود كه اين موج هنوز هم ادامه دارد و ريف هاي آن سنگين تر و خشن تر از ريف هاي دوره ي دوم است. مشهور ترين گروه از موج دوم Nirvana است كه موسيقي آن ملوديك تر از ساير گروه هاي Grunge است و مهمترين ويژگي آن stop-start زياد آن است. متاسفانه در كشور ما Nirvana را فقط متعلق به سبك Alternative metal مي دانند و به تبع آن هر گروهي را كه در موسيقيش stop-start به كار مي برد به اين سبك مربوط مي دانند؛ البته سبك هاي موسيقي هارد راك و متال آنقدر متنوع است كه به سختی ميتوان مرزي مشخص بين آنها كشيد.

Alternative Rock:
آلترنيتيو راک یکی از شاخه های راک است که تمام گروهای پست_پانک (post_punk) را از اواسط دهه هشتاد تا اواسط دهه 90 تحت تاثیر خود قرار داده است. alternative rock شامل سبکهای گوناگونی میشود .از ملودیهای زیبای jangle_pop گرفته تا ملودیهای آزار دهنده و یک نواخت industrial metal. باحتساب موفقيت بی سابقه "نيروانا" در سال 1991 می توان به نوعی گروهای آلترنيتيو را به دو دوره مجزا تقسيم بندی کرد:

در طی دهه 80 اکثریت گروهای alternative تحت نظارت شرکتهای توزیع و پخش مستقل فعالیت داشتند. گروهایی که تحت نظارت شرکتهای بزرگ فعالیت میکردند، توانستند شرایط ایده آل را به دست آورند. به هر صورت آنچه در مورد گروههای alternative دهه 80 میتوان گفت، آن است که به علت شرایط موجود آن دوران از مسیر اصلی خود منحرف شدند.

در ميان سبکهايی که جزو اين گروه دسته بندی شده اند، می توان از pop
alternative dance،jangle pop ،post_hardcore punk ،funk_metal ،punk_pop و experimental rock نام برد که تمام این ژانرها بعد از انقلابی که نیروانا در این زمینه بوجود اورد پایه گذاری شدند.ولی مشخصا زمانی راه برای آنها هموار شد که خیلی از گروههای تازه کارِ alternative با شرکتهای بزرگ قرارداد بستند. در نتیجه alternative rock در دهه نود دارای نظم بیشتر و هارمونیک تر از همتای خود شد.مخصوصا از دوره ای که ثابت شد سازهای سنگين تر دارای جذابيت تجاری بيشتری هستند، بيشتر گروههای دههء نودی با شرکتهای بزرگ فعاليت نکردند و ترجيح دادند با شرکتهای مستقل که محدوديت کمتر و آزادی بيشتر داشتند، همکاری کنند.

Hard Rock:
از نظرِ اکثريت دست اندر کاران موسيقی، دو سبک هارد راک و هوی متال مشابه هستند. چرا که شباهتهای بسيار زيادی بهم دارند. در هر دو مورد صدای خشن گيتار کاملا قابل تشخيص است و بطورِ معمول نقش اساسی را در گروه، خواننده اجرا مي کند که معمولا وظيفه نواختن سازی را هم به عهده دارد. اگر چه تفاوتهای اساسی نيز ديده ميشود از جمله لزوم وجود ريتم در پس زمينه موسيقی هارد راک. در صورتی که اين ويژگی در موسيقی هوی متال ديده نمی شود بلکه اين نوع موسيقی بر صدای خشن و وحشی گيتار و ريتمهای کوبه ای تکيه دارد.

هارد راک در اواخر دههء ۶۰ رشد خود را آغاز کرد و بعنوان يک موسيقی روان گردان باب شد و تحولی در زمينه موسيقی راک ايجاد کرد. در هارد راک کمتر از blues از بداهه نوازی استفاده شده و در عين حال به خشونت سبک هوی متال نيست. اگرچه همان سولوهای طولانی و همان صداهای خشن در هارد راک نيز يافت ميشود. در اين سبک اين ريتمها و ريفها هستند که بيشترين اهميت را دارا هستند و بايد به بلندترين شکل ممکن نواخته شوند.

Punk Rock

3 تعريف هست که تو فلسفهء راک به طور کلی، و خصوصا تو پانك اصله (كه به هم كاملا مرتبطن):

Iconoclasm : تمايل به نابودي آنچه مقدس شمرده مي شه، و يا رايج يا سنتي است
Nihilism : نفي كردن و بي پايه و اساس دونستن تمام ارزش ها- بدون ارائهء راه حلي - و اعتقاد به اينكه هيچ چيز به طور مطلق قابل فهم نيست
Anarchism : تمايل به بي نظمي و ابهام؛ ضد ارزشهاي نرمال در جامعه بودن، و كلا ضد هر چيزي كه از رشد و پيشرفت جلوگيري كند؛ و مخالفت با قدرت متمركز سياسي
[البته اينها تعريف هاي خيلي خلاصه و كلی هستند]
حالا خود punk... اعضاي پانك عقايد آزاديخاهانه شون رو از طريق هنرهاي مختلف ابراز مي كنن، كه مهمترين اونها موزيك ه. همچنين نقاشي، شعر، و داستان كوتاه. پانك ها از اين طريق از خلاقيتشون براي به نمايش گذاشتن نارضايتيشون از ظلمها و استبداد حاكم بر جامعه، استفاده مي كنن.
موسيقي پانك داراي Lyric هاي خشمگين و تند و سريع، در مورد مدرسه/AcademY، ناخشنودي از شرايط اجتماعي، ارتباطها/relationships، و مسائل خانوادگي ست. يكي ديگه از مشخصات اين سبك اينه كه بعضي از آهنگهاش به كوتاهي 2 دقيقه است. ولي حتي تو اين زمان كم، آهنگهاش مي تونن حس خواننده رو منتقل كنن- كه اين آهنگها معمولا خشم و عصبانيت رو نشون مي دن. هدف اين موزيك شوك آوردن، اهانت كردن، و حمله كردن به ديدگاههاي عام است!
طرز لباس پوشيدن punk ها هم بيانگر ديدگاه اين سبك ه. پانك ها خودشون رو به شكلي در مي آرن كه خارج از عرف باشه؛ به اين ترتيب حسي كه نسبت به جامعه دارن، و همچنين ظلم ها و فقر در جامعه رو منعكس مي كنن. اونها از وسايل/object هاي معمولي اي مثل دكمه، تيغ، سوزن، و تكه هاي پارچه استفاده مي كنن، و به عنوان سمبل حس هايي كه مي خواد بيان كنن، از اونها استفاده مي كنن. پانک بودن كمك مي كنه كه هر كس بتونه فرديت/شخصيت خاص خودش رو پيدا كنه، بدون اينكه از طرد شدن يا مورد قبول واقع نشدن بترسه.
براي مثال، روي كلاه sweatshirt پانكي، تكه اي پارچه دوخته شده كه كلمهء Unity روش نوشته شده است... اين معاني مختلفي مي تونه داشته باشه، و در راس- خواستن وحدت در جامعه. و ژاكت جين پاره پوره اي كه روي اون كلمه هاي مختلفي نوشته شده كه نشون دهندهء سختيها، دردها، و ظلمهاييه كه جامعه ايجاد مي كند، مي باشد. پارگي لباس پانكها منعكس كنندهء فقر در جامعه و همچنين خشم است!
در بين دختر و پسرهاي punk شلوار جين هايي كه رنگ و روشون رفته هم زياد ديده مي شه. بعضي از دخترها در پانك دامن هاي كوتاه يا شلوار چرم هم مي پوشن؛ همچنين گاهي آرايش غليظ، ولي خلاف عرف. موهاشون رو به رنگ هاي عجيب غريب مي كنن، و به صورت نا مرتب يا spiked يا به حالات غير معمول در مي آرن- درست خلاف اون چيزي كه تو جامعه مورد قبوله!
يه نكتهء جالب؛ چند روز پيش يه جايي خونده بودم كه كلا پول خيلي زيادي براي ‌fashion هاي hip-hop در آمريكا خرج مي شه: اولا- دقت كنين، سبكي مثه hip-hop يه fashion لعنتي خاص داره كه مي خواد مردم ازش تقليد كنن! در حالي كه سبكي مثه Punk راه رو واسهء نشون دادن فرديت/individuallity خاص هر كس باز مي كنه!
دوما- مردم اين همه پول خرج مي كنن كه تو مد hip-hop باشن، در حالي كه سبكي مثل punk يكي از دلايل طرز لباس پوشيدنشون، منعكس كردن فقر تو جامعه است.
فقط تفاوت رو ببينين!

band هايي مثل The Velvet Underground و The Silver Apples با تركيب كردن هنر، ايده آل هاي ضدارزش، و تقابل فرهنگي، با موزيك rock n roll، تاثير شگفتي در بوجود اومدن Punk Rock در دهه ي 70 داشتند.
در اواخر دهه 60 و دهه 70، رويدادهاي اجتماعي، مانند جنگ ويتنام، تورم، و بيكاري، در موسيقي اون دوران خودش رو منعكس مي كرد. در حالي كه موسيقي جدي تر مي شد، اما ارتطباتش با مسايل روزمره زندگي كم مي شد و بيشتر حالت escapism (فرار از واقعيات) مي گرفت. در همين زمان بود كه گروههاي پانك در انگليس با تاثير گرفتن از اين جو، و همچنين با كمك از موسيقي بعضي از bandهاي آمريكايي، رو به گسترش رفتند. از اولين و مشهورترين اين گروهها، The Sex Pistols بود.
lyric هاي پانك بيشتر به محكوم كردن طبقه ي اشراف انگليس و بي صداقتيشون، و همينطور به اعتراض هاي نااميدانه و خشونت بار بر مسايل و مشكلات اجتماعي، مي پرداخت.

در سال 1976، manager گروه The Sex Pistols، مصاحبه اي با BBC ترتيب داد، كه در آن اعضاي Sex Pistols عقايد رو راست و رك، و در خيلي از مواقع- تهين آميزشون رو به عموم ابراز كردند. در پي اين مصاحبه وزير آموزش و پرورش انگليس و هيات مديره ي هنر لندن، مخالفتشون رو با پانك ها نشون دادند و به مردم ”قول دادند“ از پانك ها جلوگيري كنند!!
و بعد از همين مصاحبه بود كه پانك ها با مخالفت بيشتر عموم مواجه شدند. اما اين مخالفت نتيجه ي عكس داشت و تعداد بيشتري رو نيز به سوي خود جلب كرد.
پانك باعث مي شد مردم نگاهي به برخي حقايق بياندازند، و عموم مردم از چيزي كه مي ديدن خوششون نمي اومد. (مثل اون جمله ي سينوهه كه مي گه: ”ممكن است لباس و زبان و رسوم و آداب و معتقدات مردم تغيير كنه، اما حماقت آنها عوض نخواهد شد؛ و در تمام اعصار مي توان به وسيله ي گفته ها و نوشته هاي دروغ مردم را فريفت. زيرا همانطور كه مگس عسل را دوست دارد، مردم هم دروغ و ريا و وعده هاي پوچ را كه هرگز عملي نخواهد شد دوست مي دارند.“).... در كل پيام اصلي پانك اين بود كه هر كس، خودش باشه- يك individual (فرد) خاص براي خود باشه. John Lydon گفته بود ”تنها چيزي كه مي خوام به مردم بدم، فرديت خاص خودشونه....

Heavy Metal:

بعد از اينکه هارد راک تو بريتانيا شکل گرفت در اواسط دهه ۷۰ به آمريکا رسوخ کرد و گروههائی اين سبک رو با حال و هوای خاص و با سليقه آمريکائی اجرا کردن . استفاده از کورد های سنگين تر و شعرهای رويائی و يا ترسناک از خصوصيات اين سبک ه که در اعتراض به وضعيت حاکم بر جامعه است. هوی متال هم برگرفته شده از blues/rock می باشد با صداهايی خشن تر و ممتد تر ولی همان اثرِ روانگردانی موسيقی اواخردهه ۶۰ را داراست. متال اثرِ blues را از بين برد و در عوض همان ريفهای قوی گيتار را باقی گذشت.

در اواخر دهه هفتاد هوی متال بعنوان يکی ازسبکهای موفق تجاری ظاهر شد که در واقع يکی از شاخه خه های rock & roll يا به بيانی بهتر فرمی تغيير يافته از آن است. در سه دهه بعدی ، موسيقی متال بعنوان عضوی جدا نشدنی از موسيقی روز و معمول مطرح شد و همواره در جدول پرفروشترين ها حضوری فعالانه داشت. بيشترِ مخاطبان اين سبک را نوجوانها بخصوص نوجوانان سفيد پوست تشکيل می دهند. منتقدين نيز نظرِ مثبتی راجع به اين سبک دارند و آنرا برخلاف باورِ عوام، متال را موسيقی ای بر پايه خشونت و صداهای ناهنجار نمي دانند. بلکه بر اين باورند که گيتاريستهايی اين سبک دارای تکنيک، سرعت و مهارت خوبی هستند. در تمام زيرشاخه های اين سبک نيز ديده می شود که گيتار به عنوان سازِ اصلی ايفای نقش می کند و اصولا گيتار محور اصلی موسيقی هوی متال را تشکيل می دهد و ريف همراه با سولو نقش اساسی را بازی مي کنند. به طورِ خلاصه مي توان گفت که هوی متال همان راک اند رول است بدون ته مايه بلوز و فراز و نشيبهای خاص ريتمها. اين خاص بودن را در تمام شاخه های موسيقی متال، از پاپ متال گرفته تا ترش متال، می توان مشاهده کرد. در آخر متذکر می شوم که در موسيقی متال تمام سازها، نه فقط گيتار، با خشونت هر چه بيشتر نواخته می شوند. گروههای معروف هوی متال دهه 70: Aerosmith - Kiss - AC/DC - Motorhead - Def Leppard - Iron Maiden

Thrash Metal:
ترش متال اين سبك از موسيقي متال كه مملو از ريتمهاي مختلف به همراه صداي مخرب Distortion گيتار الكتريكي كه با صداي غيرطبيعي خواننده تركيب شده است، قفط براي تاثيرگذاري هر چه بيشتر مضامين اشعار خاصي استفاده مي شود كه تنها هدف آن در تلاش براي نمايش ترس از دنياي مدرن و پوچ امروزي، مرگ بدليل معضلات بي ارزشي چون: اعتياد، جنگ، اضطراب در مواجه شدن با فرهنگهاي نا آشنا و مخرب، تنفر از وضعيت نامناسب موجود، پرخاش به دولتمردان و سردمداران حاكم كه با واقعيتهاي زندگي انساني و معتقدانه بيگانه اند، سير مي كند.این Style رو اصلی ترین سبک مشتق از Heavy Metal میدونن. گیتاری پرخاشگر ، سرعتی ، تکنیکی ، جوی سنگین که عموما گیتار اون چیزی نا موزون و فراتر از ملودی آهنگ مینوازه. چیزی که شاید در اوابل کار با Speed Metal یکسان به حساب میومد. اما گروههای مثل Metallica و Megadeth که جزو بهترین های این سبک بودند چیزی فراتر از این رو به نمایش گذاشتند.

Power Metal:

چیزی که به عقیده کارشناسان سعیش برای نشون دادن همه چیز ما بین NWOBHM تا Harcore Thrash ی که Pantera رو میشه ازش نام برد داره. در اون خشونت ذاتی Rock و Melody های زیبای Black و خشونت Vocal در Death به چشم میخوره. گروه هایی مثل Iced Earth ، Blind Guardian ، Pantera رو نمونه های خوبی برای Power میدونن.

Doom Metal:

سبکی که سهم تکنیک رو در اون بسیار بالا میدونن. سبکی بسیارارام ، وحشت آور و با یک حس سنگین همراه میدونن. گیتاری تیره و سنگین رو برای القا این حس در این سبک استفاده کردند. گروههای خوب این سبک رو میشه Paradise Lost ، My Dying Bride و Anathema نام برد. گروههایی که به دلیل وجود این سبک حزن ، تیرگی ، استفاده از یک فضای سنگین و مهمتر از همه یک Technic خاص این سبک در کارهاشون دیده میشه.

Speed Metal:

سبکی که شاید در اوایل دهه 80 جزو پرطرفدار ترین مشتقات Heavy به حساب میدومد. سبکی که طبق نامش سرعت اصلی ترین خصیصه اون به حساب میاد. سوزش و خشونت خاص خودش و حمله های سریع و دقیق به گیتار داره. چیزی که به سرعت با Thrash قرین شد و گروههای بزرگی مثل Metallica ، Slayer ، Megadeth و Anthrax ازش سود بردند.

Industrial Metal:

سبکی مانند اسمش. سبکی که اون رو نوعی تلفیق از موسیقی Electronic و متال میدونن. کارهای عموما ریتمیک تر ، گاها با شکل Dance ، دارای گیتارهای با Distortion بالا و استفاده از صدای بلند . چه برای گیتار و چه برای Vocal . این سبک موسیقی به دلیل استفاده از ریفهای گیتار ، و استفاده از Distortion بالا توانسته در بین سبکهای متال جای بگیره. گروههای مثل Rammestein و Fear Factory رو میشه نمونه های این سبک دونست.

Progressive Metal:

سبکی که خشونت ، صدای بالا و حس کلاسیک و بزرگ ProgRock رو در هم آمیخت. نمونه بارزش Dream Theater رو میشه نام برد. گیتار تکنیکی و سبک متفاوت آهنگ های این سبک نشان دهنده خاص بودن آن هم هست. چیزی که شاید در دید اول چندان متال به نظر نیاد.

Rap Metal:

سبکی که از اسمش بر میاد که چه موسیقی ارایه میده. پیوند ما بین ریفهای خشن و سریع متال رو با گیتار متمایز سبک Rap پیوند زد. تا جایی که جزو پر طرفدار ترین های Alternative شد. شروع این سبک رو توسط Anthrax میدونن. با آن کار Comic خودشون با نام "I'm the Man," که در اون ریفهای سریع گیتار متال رو با Rap یکی کرد. این دسته از گروههای Alternative سبکهای دیگری از جمله Funk و Hip Hop رو هم به متال اضافه کردند. اما هیچ کدام مثل Rap Metal مورد توجه قرار نگرفتند. اما میان این گروهها هم Limpbizkit مورد توجه ترین در Rap Metal شد. این سبک جوی بسیار Heavy داره.

Goth Metal:

سبکی که جو سرد و غم انگیز Goth Rock رو صدای بلند و خشن Heavy Metal پیوند میزنه. چیزی که حس Melodramic تاترو مسایل دینی و مذهبی و همینطور ترس اون رو میتونست به خوبی نشون بده. جوی که گروهایی مثل Judas Priest در اوایل کار از اون زیاد استفاده میکردند. شبیه سازی روح ، صداهای شدید آسمانی و از این قبیل که بعدها توسط همین گروه ها تحت عنوان Gothic نام برده شد. Gothic جوی سرد ، ترسناک و غم انگیزی داره. سبکی در اون سعی میشه صدای خواننده تاریک و تاریک تر به نظر بیاد. سبکی نزدیک به Doom .

PopMetal:

سبکی که باز هم نامش نشان دهنده کارهاش هست. سبکی مهمترین خصیصه های Rock از جمله ریفهای گیتار رو با جو عمومی و شاداب تر POP پیوند زده. استتفاده از جنبه های متمایز و بارز پاپ مانند هم خوانی کردن از مهمترین خصیصه های این سبک است.

Alternative Metal:

به عده خیلی ها Alternative رو شاید بشه مستقل تر از باقی Style های در نظر گرفت. چیزی که خودش از دل Heavy Metal که در حقیقت هسته مرکزی موسیقی متال هستش بیرون آمده. چیزی که اون گیتار Heavy رو داره. اما کمی با خواست عمومی منطبق تره. با توجه به نوع موسیقی که ارایه میده از سبکهای دیگر متال بیشتر در دید عموم مطبوع واقع میشه. سبکی که در بدو ورودش در بر دارنده Garage Punk ، Funk ، Rap ، Industrial و چندی دیگر بود. گروههایی مثل Korn و Tool رو میشه بهترین ها و سردمداران AltMetal دونست. اون رو به درست یا غلط گاها NU METAL و یا AGGRO METAL هم نام میبرند. گروههای مثل KORN ، Limp Bizkit و یا Marylin Manson رو بهترین های این موج نوی متال میدونن.

Scandinavian Metal:

سبکی که اونرو در ابتدا مختص کشورهای حوضه Scandinavi مثل نروژ و سوئد میدونستند. چیزی مرکب از Black متال در نروژ و Death متال در سوئد. موسیقی با نویز بسیار بالا، شلوغ ، بینظم و جیغ وار که با جوی Melodic که با Keyboard ایجاد میکنند غمگین جلوه میکنه. جو سرد این موسیقی رو بارها و بارها به زمستانهای سرد این منطقه نسبت دادند. این سرما به خصوص در Black به چشم میاد. موسیقی که بعد از سالهای ابتدایی اون با تکنیک خاصی در اجرای گیتارها همراه شد. از این گروه ها میشه Opeth ، Therion و Burzum رو نام برد.

Symphonic Black Metal:

موسیقی که برای اولین بار از Black متالهای نروژ منتشر شد. جوی سرد ، حزن انگیز ، خشن و با جوی Melodic با Keyboard . گاها در کارهای بزرگ این سبک از گروههای یزرگ ارکستر برای او جو ارکستریک و یا به عبارتی Melodic استفاده کردند که Dimmu نمونه بارز اونهاست. گروههای Black از ابتدا سعی بر برداشتن محدودیت های گیتار آرام و تلفیق آن با Goth متال داشتند. خصیصه وهم آور بودن و صدای سرد Goth با این کار به Black پیوست. این موسیقی با گروهایی مثل Gathering از صدای لطیف و احساسی خوانندگان زن هم بهره جست. Dimmu Borgir نمونه بی نقص این سبک به شمار میاد.

Death Metal:

سبکی که از دل Thrash بیرون آمده. موسیقی که سعی بر نشان دادن جنبه های مرگ ، درد و رنج کشیدن داره. موسیقی که اشعار حزن انگیز اون با صدای بلند و خشن ادا میشه. موسیقی که سرشار از ملودی های زیبا و قوی است. این موسیقی شاید در دید عموم دارای هوادارن زیادی نباشه. اما جزو قوی ترین سبکهای موسیقی متال به حساب میاد. این سبک خود رو بی شک مدیون گروه Death و از اون مهمتر CHUCK بزرگ میدونه..

+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:14  توسط فرناز  | 

انواع گیتار الکتریک

در این مقاله قصد داریم در مورد انواع گیتار الکتریک، و انتخاب آن صحبت کنیم. همانگونه که می دانید، در گیتارهای الکتریک، یک یا چند "پیکاپ" ارتعاش سیمها را به فرکانس صوتی تبدیل میکند و صوت حاصل توسط یک آمپلی فایر تقویت می شود.

فرکانس صوتی تولید شده توسط پیکاپ ها قابل تغییر و فیلتر شدن است. لذا با استفاده از افکت ها (مثل distortion یا fuzz یا overdrive یا پدال wah-wah) صدای خروجی از گیتار الکتریک قابل اصلاح به سلیقه نوازنده است. Distortion یا Overdrive باعث ایجاد صداهای خشن تر و به اصطلاح دندانه دار می شوند در حالی که بعضی افکت ها صدای شفاف یا Clean ‌دارند.



Guitar Hollow Body

Guitar Hollowed Body : این دسته از گیتار ها دارای بدنه تو خالی هستند و اصولا به عنوان نسل اولیه گیتارهای الکتریک به حساب می آیند. کاسه صدای این سازها معمولاً دارای دو سوراخ f‌ شکل (مثل ویولون) هستند. بهترین و معروفترین مدل های این نوع گیتار Epiphone و Gibson مدل ES هستند. این دسته از گیتارهای الکتریک در قدیم، در انواع موسیقی بکار می رفته اند، اما امروزه از این ساز، بیشتر در موسیقی جز و بلوز استفاده می شود.

Solid Body Guitar : این دسته از گیتارها دارای بدنه تو پر هستند و در اصل کاسه تولید صدای آکوستیک ندارند. شناخته شده ترین و معروفترین انواع این گیتارها- از نظر ظاهر- به صورت زیر طبقه بندی می شوند:

Stratocaster


Stratocaster : این نوع گیتار الکتریک برای اولین بار در دهه 50 میلادی توسط "لئو فندر" ساخته شد. گیتارهای مدل استراتوکستر، معمولترین نوع گیتار الکتریک هستند و به دلیل ویژگیهای خاص خود در تمامی سبکهای موسیقی، از بلوز گرفته تا راک و حتی متال، مورد استفاده قرار می گیرند. بهترین و شناخته شده ترین سازنده این نوع گیتار، فندر است و انواع این ساز را با امضاء بزرگترین نوازندگان استراتوکستر ( از Eric Clapton، Stevie Ray Vaughan و Mark Knopfler گرفته تا Jeff Beck و Yngwie Malmsteen) عرضه می نماید.
صدای گیتار Stratocaster را بشنوید

برای اولین بار Whammy Bar (دسته ای برای شل و سفت کردن پیچ سیمها یا در حین نوازندگی برای ویبراتو) روی خرک این نوع گیتار ها نصب شد. استراتوکستر ها دارای قابلیت نوازندگی فوق العاده ای هستند و نسبت به مدلهای دیگر، بسیار سبکترند و همه این عوامل باعث محبوبیت استراتوکستر ها است. بدنه این ساز از چوب توسکا (Alder) یا چوب درخت زبان گنجشک (Ash) و دسته از جنس اقاقیا یا Rosewood (دسته های تیره) یا افرا Maple (دسته های روشن) است و دارای سه پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان استراتوکستر عبارتند از: جیمی هندریکس، اریک کلپتون، جف بک، مارک نافلر، دیوید گیلمور، ریچی بلکمور(نوازنده گروه Deep Purple وRainbow)، ینگوی مالمستین، بادی گای و ...


Telecaster

Telecaster : این نوع گیتار الکتریک قدیمی ترین نوع از دسته گیتارهای Solid body است و اولین بار توسط فندر ساخته شد. تله کستر بسیار ساده است و قابلیت های این ساز نسبت به Stratocaster ها محدودتر است، اما صدای منحصر به فرد تله کستر ها همچنان طرفداران زیادی دارد. صدای تله کستر مقطع، شفاف و زنگ مانند است و به همین دلیل بیشتر نوازندگان کانتری و راک اند رول از آن استفاده می کنند. بدنه این ساز معمولاً از چوب توسکا (Alder) یا چوب زبان گنجشک (Ash) و دسته آن از چوب افرا (maple) است و دارای دو پیکاپ single coil است.

بزرگترین نوازندگان این ساز "پیت تاونزند" (یکی از بزرگترین گیتاریستهای حال حاضر از گروه افسانه ای The Who)، کیت ریچاردز (گیتاریست Rolling Stones)، آلبرت کالینز (یکی از متفاوت ترین نوازندگان بلوز که سبک او به ice blues معروف است و به او The ice man: master of telecaster می گفتند) و روی بوكانن هستند.


Gibson Les Pauel

Gibson Les Pauel : گیتار مدل لس پاول گیبسون یکی از مرسوم ترین گیتار های الکتریک است. این مدل گیتار در آهنگهای بلوز، راک و هارد راک استفاده می شود. مزیت این سازها بکار گیری پیکاپ های هوم باکر (Humbucker) در آنها است که باعث از بین رفتن نویز در خروجی صدای آنها می شود و در نتیجه صدای گیبسون لس پاول به نسبت، کمی تودماغی و گرمتر است.

دسته یا neck این ساز نسبت به مدلهای دیگر کمی پهن تر است و کلاً گیتار گیبسون لس پاول، نسبت به انواع دیگر بسیار سنگین تر می باشد. بدنه انواع مرغوب این ساز از چوب ماهون (mahogany) و دسته آن از چوب ماهون یا افرا (maple) بوده و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این ساز گیتاریست گروه لد زپلین جیمی پیج (Jimi Page) ، اسلش، پیتر گرین (گیتاریست Fleetwood mac)، گری مور و زک وایلد (گیتاریست Ozzy Osbourn) و The Edge (گیتاریست U2) هستند.


Flying V

Flying V : این نوع گیتارهای الکتریک، جزء گیتارهای با طراحی مدرن محسوب می شوند و دارای شکلی شبیه به حرف V هستند. از این ساز بیشتر در موسیقی هارد راک و متال استفاده می شود، هرچند آلبرت کینگ در دهه 70 از این ساز در موسیقی بلوز استفاده می کرده است. بدنه این ساز از چوب ماهون (mahogany) یا Korina ‌است و دسته عمدتاً از اقاقیا (Rosewood) یا آبنوس (ebony) می باشد و دارای دو پیکاپ هوم باکر است. بزرگترین نوازندگان این گیتار رادلف شنکر (گیتاریست scorpions)، رندی رودز (گیتاریست سابق Ozzy Osbourn)، جیمز هتزفیلد و کرک همت (از گروه metallica) و لنی کراویتز هستند.


Explorer

Explorer : این نوع گیتار نیز مثل مدل Flying V جزء گیتارهای با طراحی مدرن به حساب می آیند. هرچند در ابتدای تولید این ساز، استقبال چندانی از آنها نشد، اما بعدها این گیتار در موسیقی هارد راک و متال مورد استفاده قرار گرفت. مشخصات ساختاری Explorer ها نیز مشابه Flying V است. از نوازندگان بزرگ این ساز می توان به مارتی فریدمن (گیتاریست Megadeath)، آلن کالینز (از گروه Lynyrd Skynyrd) ، جیمز هتزفیلد، ماتیاس جابز (گیتاریست scorpions) و جانی وینتر (Johnny Winter) اشاره کرد.


+ نوشته شده در  جمعه هفتم فروردین 1388ساعت 11:5  توسط فرناز  |